سبب نزول آیه 20 سوره مزمل

سبب نزول آیه 20 سوره مزمّل

آیه مربوط به سبب نزول

«إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَ أَعْظَمَ أَجْرًا وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (المزمّل، 20) (پروردگارت آگاه است که تو و گروهی از کسانی­که با تواند، نزدیک به دوسوم شب و گاهی نیمی از آن و زمانی یک­سومش را [برای عبادت و خواندن قرآن] برمی­خیزد، و خدا شب و روز را [دقیق و منظم] اندازه­گیری می­کند و برای او مشخص است که شما هرگز نمی­توانید [به علت کوتاهی و بلندی شب در طول سال، دوسوم و نصف و یک­سوم را دقیقاً] اندازه­گیری کنید. پس [اندازه­گیری دقیق را] بر شما بخشید؛ بنابراین آنچه را از قرآن برای شما میسر است، بخوانید. او می­داند که به­زودی برخی از شما بیمار می­شوند، و گروهی برای به­دست­آوردن رزق و روزی خدا در زمین سفر می­کنند، و بعضی در راه خدا می­جنگند؛ پس آنچه را از آن میسر است، بخوانید و نماز را برپادارید و زکات بپردازید و وام نیکو به خدا بدهید؛ و آنچه را از عمل خیر برای خود پیش می­فرستید، آن­را نزد خدا به بهترین صورت و بزرگ­ترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بخواهید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.)[۱]= خلاصه سبب نزول =

مطابق با گزارش‌ها، سبب نزول این آیه دشواری قیام و عبادت در شب برای مسلمانان بوده است که برخی دلیل آن­را آگاهی نداشتن مسلمانان از زمان نماز شب و به‌جاآوردن نماز تا اذان صبح نقل کرده و برخی دیگر تورم پای پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه) و مسلمانان در اثر قیام در شب و خواندن زیاد نماز شب، بیان کرده­اند.

سند گزارش­های این سبب نزول، یکی به­جهت نقل از تفاسیری که عده­ای در صحت روایات آنها تردید دارند و همچنین وجود راویان ضعیف در سندش و یا ارسال، ضعیف است و بعضی از نقل‌های آن نیز با محتوای آیه ناسازگاری دارد. = بررسی تفصیلی سبب نزول =

سبب نزول (دشواری قیام و عبادت شبانه)(ر.ک. مستند 1)

برای آیه بیست سوره مزمل یک سبب نزول بیان کرده­اند. بر اساس نقل­ها، دشواری حکم خداوند برای مسلمانان مبنی بر قیام و اقامه نماز شب، سبب نزول آیه است. دراین­باره دو گزارش نقل ‌شده است:

1. زمانی که آیه «قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا» (المزمل، 20)(به­پاخيز شب را مگر اندكى) نازل شد، پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه) و مسلمانان تا یک­سال تمام اوقات شب نماز می‌خواندند تا جایی­که (بر اثر کثرت قیام) پاهاى آنان متورم شده بود. سپس آیه در مقام تخفیف نازل شد و فرمود: [او] ... بر شما ببخشود، [اينك‌] هرچه از قرآن ميسر است، بخوانيد.‏[۲]

2. بر پایه گزارشی از علی بن ابراهیم به نقل از محمد بن علی الباقر(امام پنجم شیعیان)، پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه) خود نماز شب اقامه می‌کرد و اصحاب و مسلمانان را نیز به ثواب اقامه نماز شب بشارت می‌داد؛ ولی انجام آن برای مسلمانان سخت بود؛ زیرا براى نماز شب برمی‌خاستند و مشغول خواندن می‌شدند و نمی‌دانستند آیا نیمی از شب گذشته یا دو ثلث؛ به این­سبب از ترس آن‌که مبادا نماز شب از آنان فوت شود تا (نزدیک) صبح نماز شب می­خواندند. لذا آیه بیست سوره مزمل نازل شد: خداوند نسبت به شما بخشش کرده و [اينك‌] هرچه از قرآن ميسر است، بخوانيد.‏[۳]=== مصادر سبب نزول ===

مصادری که سبب نزول را با اختلاف در جزئیات ذکر کرده‌اند:#

تفسیر مقاتل (زیدی، قرن 2، تفسیر روایی)؛
  1. تفسیر القمی (شیعی، قرن 3، تفسیر روایی)؛
  2. تفسیر بحر العلوم (سنی، قرن 4، تفسیر روایی)؛
  3. جامع البیان (سنی، قرن 4، تفسیر روایی – اجتهادی).

بررسی سبب نزول(ر.ک. مستند 2)

سند گزارش اول هرچند که از طریق عایشه نقل‌شده‏[۴]؛ ولی در برخی سندهای آن به­جهت حضور اشخاصی مانند حکم بن عبد الملک، مهران (به­دلیل ضعف در حفظ حدیث) و ابن حمید (به­دلیل اتهام به کذب) و در برخی دیگر به­جهت ارسال (افتادن نام برخی از ناقلان روایت) ضعیف دانسته شده است.‏[۵] همچنین گزارش دوم که از تفسیر علی بن ابراهیم قمی نقل شده، به­لحاظ سندی مرسل (ذکرنشدن همه راویان) است و قابلیت تامی برای استناد ندارد. همچنان­که نقل دیگر این گزارش از تفسیر مقاتل بن سلیمان نیز به­جهت اتهام وی به کذب[۶] ضعیف به­شمارمی­رود.

گزارش دوم باوجود ضعف سندی، ازنظر محتوایی با مضمون آیه سازگار است و گزارشی مبنی بر مخالفتش با آیه ازاین‌جهت نقل نشده است؛ اما با توجه به متن دو گزارش و همچنین کلام گروهی همچون طبری، ابن عاشور و دَروَزَه این آیه ازنظر موضوعی (قیام در شب) با آیه دوم از همین سوره مشترک است و به­جهت تخفیف حکم آیه دوم این آیه نازل‌شده است‏[۷]، حال آن­که مخاطب آیه دوم شخص پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه)، و در آیه یادشده طرف سخن، حضرت همراه سایر مسلمانان است؛ بدین­معنا که مصداق آیه دوم شخص پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه) است؛ اما تخفیف در آیه به رسول اکرم و مسلمانان به­گونه­ای همزمان نسبت داده شده است؛ ازاین­رو دو گزارش ازجهت ارتباط این آیه به آیه دوم محل تأمل است. کتب تفسیری مانند: جامع البیان‏[۸]، المحرر الوجیز‏[۹]، فتح القدیر‏[۱۰]، روح المعانی‏[۱۱]، محاسن التأویل‏[۱۲]، التحریر و التنویر‏[۱۳] و المیزان‏[۱۴] یکی از دو گزارش مربوط به این سبب نزول را نقل کرده‌اند و مفسرانی چون طوسی در التبیان و طبرسی در مجمع‌البیان اشاره‌ای به این سبب نزول نکرده‌اند. در این بین با توجه به اینکه در آیه به بیان محدوده زمانی خواندن نماز شب و کیفیت آن اشاره شده و در گزارش دوم نیز عیناً همین مطالب نقل شده است، اینکه گزارش دوم، سبب نزول آیه باشد، محتمل‌تر است.

مستندات

مستند 1

تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 4، ص 478: «يعنى بالطاعة إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ إلى الصلاة أَدْنى‏ يعنى أقل مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ و ذلك أن النبي- صلى اللّه عليه و سلم- «و المؤمنين» كانوا يقومون فى أول الإسلام من الليل نصفه و ثلثه، و هذا قبل أن تفرض الصلوات الخمس، فقاموا سنة فشق ذلك عليهم فنزلت الرخصة بعد ذلك عند السنة، فذلك قوله: «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ» وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ من المؤمنين يقومون نصفه و ثلث، و يقومون و ينامون وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ يعنى قيام ثلثي الليل الأول، و لا نصف الليل، و لا ثلث الليل».

تفسیر القمی، ج 2، ص 392: «وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع: فِي قَوْلِهِ «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ» فَفَعَلَ النَّبِيُّ ص ذَلِكَ وَ بَشَّرَ النَّاسَ بِهِ فَاشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ قَوْلُهُ «عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ» وَ كَانَ الرَّجُلُ يَقُومُ وَ لَا يَدْرِي مَتَى يَنْتَصِفُ اللَّيْلُ وَ مَتَى يَكُونُ الثُّلُثَانِ وَ كَانَ الرَّجُلُ يَقُومُ حَتَّى يُصْبِحَ مَخَافَةَ أَنْ لَا يَحْفَظَهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ».

تفسیر بحر العلوم، ج 3، ص 512: «قال الحسن لما نزل قوله قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا فكان قيام الليل فريضة فقام بها المؤمنون حولا فأجهدهم ذلك و ما كلهم قام بها فأنزل اللّه تعالى رخصة إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ إلى قوله: عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوه‏».

الدر المنثور، ج 6، ص 280: «وَأخرج عبد بن حميد وَابْن نصر عَن قَتَادَة قَالَ: فرض قيام اللَّيْل فِي أول هَذِه السُّورَة فَقَامَ أَصْحَاب النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم حَتَّى انتفخت أَقْدَامهم وَأمْسك الله خاتمتها حولا ثمَّ أنزل التَّخْفِيف فِي آخرهَا فَقَالَ: {علم أَن سَيكون مِنْكُم مرضى} إِلَى قَوْله: {فاقرؤوا مَا تيَسّر مِنْهُ} فنسخ مَا كَانَ قبلهَا فَقَالَ: {وَأقِيمُوا الصَّلَاة وَآتوا الزَّكَاة} فريضتان واجبتان لَيْسَ فيهمَا رخصَة.»

تفسیر جامع البیان، ج 29، ص 89: «حدثنا بشر، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة، قال: ثم أنبأ بخصال المؤمنين، فقال: عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ، وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، الصلاة فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ قال: افترض الله القيام في أول هذه السورة، فقام نبي الله صلى الله عليه و سلم و أصحابه حولا حتى انتفخت أقدامهم، و أمسك الله خاتمتها اثني عشر شهرا في السماء، ثم أنزل التخفيف في آخرها فصار قيام الليل تطوعا بعد فريضة».== مستند 2 ==

الاستیعاب فی بیان الاسباب، ج 3، ص 468: «عن عائشة -رضي الله عنها- قالت: لما أنزل عليه: {يَاأَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ (1) قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا (2)}؛ قاموا سنة حتى ورمت أقدامهم؛ فأنزل الله -عزّ وجلّ-: {فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (20)}، پاورقی: وتعقبه الذهبي بقوله: "وفيه الحكم بن عبد الملك وهو ضعيف» ؛ «عن قتادة في قوله: {قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا}: قاموا حولاً أو حولين؛ حتى انتفخت سوقهم وأقدامهم؛ فأنزل الله تخيفاً بعد في آخر السورة. [ضعيف]، پاورقی: قلنا: وهذا مرسل رجاله ثقات» ؛ «عن أبي عبد الرحمن؛ قال: لما نزلت {يَاأَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ}؛ قاموا بها حولاً حتى ورمت أقدامهم وسوقهم، حتى نزلت: {فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ}؛ فاستراح الناس. [ضعيف جداً]، پاورقی: قلنا: وهذا سند ضعيف جداً؛ فيه ثلاث علل: الأولى: الإرسال. الثانية: مهران؛ له أوهام سيئ الحفظ. الثالثة: ابن حميد؛ متهم بالكذب».

میزان الاعتدال، ج 4، ص 173: «وقال النسائي: كان مقاتل يكذب».

تفسیر جامع البیان، ج 29، ص 89: «حدثنا بشر، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة، قال: ثم أنبأ بخصال المؤمنين، فقال: عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ، وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، الصلاة فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ قال: افترض الله القيام في أول هذه السورة، فقام نبي الله صلى الله عليه و سلم و أصحابه حولا حتى انتفخت أقدامهم، و أمسك الله خاتمتها اثني عشر شهرا في السماء، ثم أنزل التخفيف في آخرها فصار قيام الليل تطوعا بعد فريضة».

تفسیر التحریر و التنویر، ج 29، ص 260: «و صريح هذه الآية ينادي على أن النبي‏ء صلى اللّه عليه و سلم كان يقوم من الليل قبل نزول الآية و أن طائفة من أصحابه كانوا يقومون عملا بالأمر الذي في أول السورة من قوله: قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا الآية [المزمل: 2]، فتعين أن هذه الآية نزلت للتخفيف عنهم جميعا لقوله فيها: فَتابَ عَلَيْكُم‏».

التفسیر الحدیث، ج 1، ص 426: «و يلحظ أن هناك مناسبة بين موضوع الآية و موضوع الآيات الأولى من السورة، فقيام الليل موضوع مشترك بينهما. و في الآيات الأولى معنى الإلزام به و في هذه الآية تخفيف‏».

تفسیر جامع البیان، ج 29، ص 89.

تفسیر المحرر الوجیز، ج 5، ص 390: «و قوله تعالى: إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ الآية نزلت تخفيفا لما كان استمر استعماله من قيام الليل إما على الوجوب أو على الندب‏».

تفسیر فتح القدیر، ج 5، ص 396: «لما نزل: قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا- نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا- أَوْ زِدْ عَلَيْهِ شقّ ذلك عليهم، و كان الرجل لا يدري متى نصف الليل من ثلثه فيقوم حتى يصبح مخافة أن يخطئ، فانتفخت أقدامهم و انتقعت ألوانهم، فرحمهم اللّه، و خفّف عنهم، فقال: عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ».

تفسیر روح المعانی، ج 15، ص 123: «روى الإمام أحمد و مسلم و أبو داود و الدارمي و ابن ماجة و النسائي عن سعد بن هشام قال قلت لعائشة: يا أم المؤمنين أنبئيني عن خلق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم قالت: أ لست تقرأ القرآن؟ قلت: بلى قالت: فإن خلق نبي اللّه تعالى القرآن قال: فهممت أن أقوم و لا أسأل أحدا عن شي‏ء حتى أموت ثم بدا لي فقلت أنبئيني عن قيام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم فقالت: أ لست تقرأ يا أيها المزمل؟ قلت: بلى، قالت: فإن اللّه تعالى افترض قيام الليل في أول هذه السورة فقام نبي اللّه و أصحابه حولا و أمسك اللّه تعالى خاتمتها اثني عشر شهرا في السماء حتى أنزل اللّه تعالى في آخر السورة التخفيف و صار قيام الليل تطوعا».

تفسیر محاسن التأویل، ج 9، ص 345: «و أخرج أيضا عن ابن عباس قال: أمر اللّه نبيه و المؤمنين بقيام الليل إلا قليلا. فشق ذلك على المؤمنين، ثم خفف عنهم فرحمهم، و أنزل اللّه بعد هذا عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ ... الآية. فوسع اللّه- و له الحمد- و لم يضيق. و عن أبي عبد الرحمن قال: لما نزلت يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قاموا بها حولا حتى و رمت أقدامهم و سوقهم، حتى نزلت فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ فاستراح الناس. و هكذا روي عن سعيد و الحسن و عكرمة و قتادة».

تفسیر التحریر و التنویر، ج 29، ص 260: «و صريح هذه الآية ينادي على أن النبي‏ء صلى اللّه عليه و سلم كان يقوم من الليل قبل نزول الآية و أن طائفة من أصحابه كانوا يقومون عملا بالأمر الذي في أول السورة من قوله: قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا الآية [المزمل: 2]، فتعين أن هذه الآية نزلت للتخفيف عنهم جميعا لقوله فيها: فَتابَ عَلَيْكُم‏».

تفسیر المیزان، ج 20، ص 77: «في تفسير القمي، في رواية أبي الجارود عن أبي جعفر (ع) في قوله تعالى: «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ- أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ» ففعل النبي ص ذلك و بشر الناس به- فاشتد ذلك عليهم- و «عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ» و كان الرجل يقوم و لا يدري متى ينتصف الليل- و متى يكون الثلثان، و كان الرجل يقوم حتى يصبح مخافة أن لا يحفظه. فأنزل الله «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ- إلى قوله- عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ»».= منابع =

  1. ‏ ‏‫آلوسی، محمود بن عبد الله. (۱۴۱۵). روح المعاني في تفسیر القرآن العظیم و السبع المثاني (ج ۱–16). بیروت: دار الکتب العلمية.‬
  2. ‏‫ابن عاشور، محمد طاهر. (۱۴۱۱). التحریر و التنویر (ج ۱–30). بیروت: مؤسسة التاريخ العربي.‬
  3. ‏‫ابن عطیه، عبدالحق بن غالب. (۱۴۲۲). المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز (ج ۱–6). بیروت: دار الکتب العلمية.‬
  4. ‏‫بجاوی، علی محمد؛ و ذهبی، محمد بن احمد. (۱۳۸۲). میزان الإعتدال في نقد الرجال (ج 3). بیروت: دار الفکر.‬
  5. ‏‫دروزه، محمد عزه. (۱۳۸۳). ‏التفسیر الحدیث : ترتیب السور حسب النزول (ج ۱–10). بیروت: دار الغرب الإسلامي.‬
  6. ‏‫سلیم بن عید الهلالی. (۱۴۲۵). الاستیعاب فی بیان معرفه الأسباب. مکه: دار ابن الجوزي.‬
  7. ‏‫سمرقندی، نصر بن محمد. (۱۴۱۴). بحر العلوم (ج ۱–3). بیروت: دار الفکر.‬
  8. ‏‫سیوطی، عبد الرحمن بن ابی‌ بکر. (۱۴۰۴). الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (ج ۱–6). قم: کتابخانه عمومی مرعشی نجفی (ره).‬
  9. ‏‫شوکانی، محمد. (۱۴۱۴). فتح القدیر (ج ۱–6). دمشق: دار ابن کثير.‬
  10. ‏‫طباطبایی، محمدحسین. (۱۴۱۷). المیزان في تفسیر القرآن (ج ۱–20). بیروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.‬
  11. ‏‫طبری، محمد بن جریر. (۱۴۱۲). جامع البیان فی تفسیر القرآن (ج ۱–30). بیروت: دار المعرفة.‬
  12. ‏‫قاسمی، جمال‎الدین. (۱۴۱۸). محاسن التأویل (ج ۱–9). بیروت: دار الکتب العلمية.‬
  13. ‏‫قمی، علی بن ابراهیم. (۱۳۶۳). تفسير القمي (ج ۱–2). قم: دار الکتاب.‬
  14. ‏‫مقاتل بن سلیمان. (۱۴۲۳). تفسیر مقاتل (ج ۱–5). بیروت: دار إحياء التراث العربي.‬




منابع

  1. ترجمه حسین انصاریان
  2. تفسیر مقاتل، مقاتل بن سلیمان، ج 4، ص 478‬؛ بحر العلوم، سمرقندی، ج 3، ص 512‬؛ ‫جامع البیان، طبری، ج 29، ص 89‬؛ ‫الدر المنثور، سیوطی، ج 6، ص 280
  3. ‫تفسير القمي، قمی، ج 2، ص 392
  4. الاستیعاب فی بیان معرفه الأسباب، الهلالی، ج 3، ص 468
  5. الاستیعاب فی بیان معرفة الأسباب، الهلالی، ج 3، ص 467 و 469
  6. میزان الإعتدال، بجاوی و ذهبی، ج 4، ص 173
  7. جامع البیان، طبری، ج 29، ص 89‬؛ ‫التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج 29، ص 260‬؛ ‫‏التفسیر الحدیث، دروزه، ج 1، ص 426
  8. جامع البیان، طبری، ج 29، ص 89
  9. المحرر الوجیز، ابن عطیه، ج 5، ص 390
  10. فتح القدیر، شوکانی، ج 5، ص 396
  11. روح المعاني، آلوسی، ج 15، ص 123
  12. ‏محاسن التأویل، قاسمی، ج 9، ص 345
  13. التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج 29، ص 260
  14. المیزان، طباطبایی، ج 20، ص 77

مقالات پیشنهادی

رده مقاله: قرآن
0.00
(یک رای)

نظرات

اضافه کردن نظر شما
اسلامیکا از همه نظرات استقبال می‌کند. اگر شما نمی‌خواهید به صورت ناشناس باشید، ثبت نام کنید یا وارد سامانه شوید.