سبب نزول ایه 156 و 157 سوره اعراف

الگو:Anchor سبب نزول آیات 156 و 157 سوره اعراف

آیات مربوط به سبب ‌نزول

«وَ اكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ (156) الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(157)» (الاعراف، 156 و 157) (و براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت [نيز] زيرا كه ما به­سوى تو بازگشته‏­ايم. فرمود عذاب خود را به هركس بخواهم، مى‏رسانم و رحمتم همه­چيز را فرا گرفته است و به­زودى آن­را براى كسانى­كه پرهيزگارى ­مى­كنند و زكات مى­دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند، مقرر مى­دارم (156) هم­آنان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مى­يابند، پيروى مى­كنند [همان پيامبرى كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مى‏دهد و از كار ناپسند بازمى­دارد و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مى‏گرداند و از [دوش] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است، برمى­دارد؛ پس كسانى­كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياري­اش كردند و نورى را كه با او نازل شده است، پيروى كردند؛ آنان همان رستگارانند.)[۱]

خلاصه سبب نزول

مطابق برخی از روایات پس از آن­که خداوند متعال در آیه 156 سوره اعراف، رحمت خود را شامل همه­چیز اعلام کرد، ابلیس نیز خود را مشمول رحمت الهی دانست. به­همین­جهت بخش دیگر آیه «‏فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ» (و به­زودى آن­را براى كسانى­كه پرهيزگارى ­مى­كنند و زكات مى­دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند، مقررمى­دارم) نازل شد. یهودیان هنوز به رحمت حضرت باری­تعالی امید داشتند که با نازل­شدن آیه 157 سوره اعراف امید آنان به یأس بدل شد. برخی از حدیث­شناسان، سند این روایات را قابل اعتماد ندانسته­اند. این گزارش با محتوای آیه و با شواهد تاریخی ناسازگار به نظر نمی­رسد و برخی از مفسران آن­را نقل کرده­اند. به اعتقاد بعضی از مفسران، کلام ابلیس فرضی است و واقعیت ندارد و با توجه به ضعف سند روایت، استناد به آن به­عنوان سبب آیه با اشکال مواجه است.

بررسی تفصیلی سبب نزول

سبب نزول (طمع ابلیس و یهودیان به رحمت خداوند)(ر.ک. مستند 1)

برای آیات 156 و 157 سوره اعراف یک سبب نزول بیان کرده­اند. بر اساس برخی از روایات با نزول آیه «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ» (و رحمتم همه­چيز را فرا گرفته است)[۱] ابلیس گفت: من از آنها هستم و رحمت خداوند شامل من نیز می­شود. در پی گفتار او آیه «‏فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ» (و به­زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى ­مى­كنند و زكات مى­دهند و آنان­كه به آيات ما ايمان مى‏آورند، مقررمى­دارم.)[۱] نازل شد. با نزول این بخش از آیه، یهودیان گفتند: ما پرهیزکاریم و زکات می­پردازیم و به آیات خداوند ایمان می­آوریم [پس مشمول رحمت خداییم]. پس از کلام یهودیان، آیه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ» (هم­آنان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده، پيروى مى­كنند.) نازل شد و با نزول این دو آیه خداوند متعال رحمت خود را از ابلیس و یهودیان برداشت.‏[۲]‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

مصادر سبب نزول

مصادری که سبب نزول را با اختلافی اندک بیان کرده­اند:# تفسیر مقاتل (زیدی، قرن 2، تفسیر روایی)؛

  1. تفسیر القرآن العظیم (ابن ابی حاتم) (سنی، قرن 4، تفسیر روایی)؛
  2. جامع البیان (سنی، قرن 4، تفسیر روایی - اجتهادی)؛
  3. الکشف و البیان (سنی، قرن 5، تفسیر روایی).


بررسی سبب نزول(ر.ک. مستند 2)

به اعتقاد برخی حدیث­شناسان سند این گزارش با اشکال رو­به­روست؛ چرا که نام همه روات حدیث در سند آن ذکر نشده و این روایت «مرسل» است.‏[۳] این گزارش با محتوای آیه و مسلّمات تاریخی ناسازگار به نظر نمی­رسد. برخی از مفسران مانند طبری، طبرسی، سمرقندی و شوکانی اگر چه این گزارش را ذکر کرده­، اما آن­را بررسی نکرده­اند.‏[۴] طباطبایی پس از بیان این گزارش می­گوید: ظاهرآً این کلام ابلیس، کلامی است که ابوبکر هذلی (راوی روایت) آن را فرض کرده و واقعیت خارجی نداشته است؛ زیرا روشن است که رحمت عامه خداوند در این دنیا شامل ابلیس نیز می­شود و رحمت خاصه او در جهان آخرت، ابلیس را شامل نمی­گردد.[۵] در تأیید فرضی­بودن روایت، این سؤال مطرح می­شود که راوی حدیث، یعنی أبو بكر هذلي، چگونه سخن ابلیس را شنیده است؟!! آیا هر فردی می­تواند ادعا کند که ابلیس را دیده است؟!! گو اینکه طرح چنین ادعایی، از غیر انبیا و اولیا امری سخیف و بعید از نظر است. ابن عطیه این گزارش را به­نحو دیگری روایت می­کند که شبیه نظر طباطبایی است و از آن، سببیت برای نزول آیه استفاده نمی­شود. او می­گوید: پس از آن­که آیه «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ» نازل شد، ابلیس به رحمت خداوند طمع کرد؛ ولی با شنیدن «فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ» از رحمت پروردگار نا امید شد. اگرچه یهودیان و مسیحیان هنوز به رحمت خداوند امید داشتند؛ با اضافه­شدن سایر قیود آیه، آنان نیز از رحمت حضرت حق نا امید شدند و رحمت خداوند تنها به امت پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه) اختصاص یافت.[۶] تعداد دیگری از مفسران مانند طوسی، آلوسی و ابن عاشور این گزارش را ذکر نکرده­اند. با توجه به اشکال سندی این حدیث، سبب نزول دانستن این گزارش با اشکال مواجه است.‬‬‬‬‬‬‬

مستندات

مستند 1

جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ‏9، ص 54 و 55: «حدثني عبد الكريم، قال: ثنا إبراهيم بن بشار، قال: قال سفيان، قال أبو بكر الهذلي‏: فلما نزلت: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: أنا من الشي‏ء. فنزعها الله من إبليس، قال: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ فقال اليهود: نحن نتقي و نؤتي الزكاة، و نؤمن بآيات ربنا. فنزعها الله من اليهود، فقال: الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ‏ الآيات‏ كلها. قال: فنزعها الله من إبليس و من اليهود و جعلها لهذه الأمة. حدثنا القاسم، قال: ثنا الحسين، قال: ثني حجاج، عن ابن جريج‏، قال: لما نزلت: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: أنا من كل شي‏ء، قال الله: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ الآية. فقالت اليهود: و نحن نتقي و نؤتي الزكاة. فأنزل الله: الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ‏ قال: نزعها الله عن إبليس و عن اليهود، و جعلها لأمة محمد، سأكتبها للذين يتقون من قومك. حدثنا بشر بن معاذ، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة، قوله: عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فقال إبليس: أنا من ذلك الشي‏ء، فأنزل الله: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ‏ معاصي الله، وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ فتمنتها اليهود و النصارى.»

الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج ‏4، ص 290 و 291: «و قال ابن عباس و قتادة و ابن [جرير] و أبو بكر الهذلي: لما نزلت هذه الآية وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: أنا من ذلك الشي‏ء و نزعها الله من إبليس فقال‏ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ فقالت اليهود و النصارى نحن نتّقي و نؤتي الزكاة و نؤمن بآيات ربنا فنزعها الله منهم و جعلها لهذه الأمة.»

تفسير القرآن العظيم، ج ‏5، ص 1579: «حدثنا أبى، ثنا ابن أبي عمر، ثنا سفيان عن أبى بكر الهذلي قال‏: لما نزلت‏ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: يا رب و أنا من الشي‏ء فنزلت‏ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ فنزعها الله من إبليس. حدثنا أبو زرعة ثنا صفوان ثنا الوليد ثنا سعيد بن بشير، عن قتادة يقول‏ قوله: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ سمعها ناس فقالوا: إنا من ذلك الشي‏ء فأنزل الله: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاة».

تفسير مقاتل بن سليمان، ج ‏2، ص 67­: «قالَ‏ اللّه: عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ يعنى ملأت كل شي‏ء، قال إبليس: فأنا من كل شي‏ء. قال اللّه- تعالى-: فَسَأَكْتُبُها يعنى الرحمة لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ‏ فعزل إبليس يعنى للذين يوحدون ربهم‏ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ يعنى أمة محمد- صلى اللّه عليه و سلم- وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏- 156- يعنى بالقرآن، يصدقون أنه من اللّه، قالت اليهود: فنحن نتقي اللّه، و نؤتى الزكاة، فعزل إبليس و اليهود».

مستند 2

الاستيعاب في بيان الأسباب، ج 2، ص 168 و 169: «أخرجه الطبري في "جامع البيان" (9/ 55): ثنا بشر بن معاذ العقدي ثنا يزيد بن زريع ثنا سعيد بن أبي عروبة عن قتادة. قلنا: وهذا مرسل جيد الإسناد. وأخرجه ابن أبي حاتم في "تفسيره" (5/ 1579 رقم 9051) من طريق الوليد بن مسلم ثنا سعيد بن بشير عن قتادة بنحوه. مختصراً.»

جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ‏9، ص 54 و 55: «حدثني عبد الكريم، قال: ثنا إبراهيم بن بشار، قال: قال سفيان، قال أبو بكر الهذلي‏: فلما نزلت: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: أنا من الشي‏ء. فنزعها الله من إبليس، قال: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ فقال اليهود: نحن نتقي و نؤتي الزكاة، و نؤمن بآيات ربنا. فنزعها الله من اليهود، فقال: الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ‏ الآيات‏ كلها. قال: فنزعها الله من إبليس و من اليهود و جعلها لهذه الأمة. حدثنا القاسم، قال: ثنا الحسين، قال: ثني حجاج، عن ابن جريج‏، قال: لما نزلت: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: أنا من كل شي‏ء، قال الله: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ الآية. فقالت اليهود: و نحن نتقي و نؤتي الزكاة. فأنزل الله: الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ‏ قال: نزعها الله عن إبليس و عن اليهود، و جعلها لأمة محمد، سأكتبها للذين يتقون من قومك. حدثنا بشر بن معاذ، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة، قوله: عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فقال إبليس: أنا من ذلك الشي‏ء، فأنزل الله: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ‏ معاصي الله، وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ فتمنتها اليهود و النصارى.»

مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج ‏4، ص 747: «و روي عن ابن عباس و قتادة و ابن جريج إنها لما نزلت‏ «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ» قال إبليس أنا من ذلك الشي‏ء فنزعها الله من إبليس بقوله‏ «فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ» إلى آخر الآية فقال اليهود و النصارى نحن نتقي و نؤتي الزكاة و نؤمن بآيات ربنا فنزعها منهم و جعلها لهذه الأمة بقوله‏ «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ» الآية.»

بحر العلوم، ج ‏1، ص 555: «و يقال: لما نزلت هذه الآية وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ تطاول إبليس، و قال: أنا من تلك الأشياء فأكذبه اللّه تعالى و آيسه فأنزل قوله‏ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ‏ يعني: فسأقضيها و سأوجهها للذين يتقون الشرك‏ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ‏ فقالت اليهود و النصارى: نحن آمنا بالآيات، و هي التوراة و الإنجيل، و نعطي الزكاة فهذه الرحمة لنا فأكذبهم اللّه تعالى و أنزل‏ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ‏ الآية و يقال و رحمتي وسعت كل شي‏ء يعني: طمع كل قوم برحمتي، و أنا أوجبتها للمؤمنين و هم أمة محمد صلى اللّه عليه و سلم الذين يتقون الشرك، و يؤتون الزكاة، و الذين هم بآياتنا يؤمنون، يعني: يصدقون بمحمد صلى اللّه عليه و سلم و القرآن.»

فتح القدير، ج ‏2، ص 289: «و أخرج أبو الشيخ عن السدي قال: لما نزلت‏ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: و أنا من الشي‏ء، فنسخها اللّه، فنزلت‏ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ‏ إلى آخر الآية. و أخرج ابن المنذر و أبو الشيخ عن ابن أريج قال: لما نزلت‏ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قال إبليس: أنا من الشي‏ء، قال اللّه تعالى‏ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ قالت اليهود: فنحن نتقي و نؤتي الزكاة، قال اللّه‏ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ‏ فعزلها اللّه عن إبليس و عن اليهود، و جعلها لأمة محمد صلّى اللّه عليه و سلّم.»

الميزان فى تفسير القرآن، ج ‏8، ص 290: «أخرج ابن أبي حاتم و أبو الشيخ عن أبي بكر الهذلي قال": لما نزلت «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ» قال إبليس: يا رب و أنا من الشي‏ء- فنزلت‏ فَسَأَكْتُبُها «لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ‏» الآية- فنزعها الله من إبليس. أقول: و الظاهر أنه فرض و تقدير من أبي بكر، و لا ريب في تنعم إبليس بالرحمة العامة التي يشتمل عليها صدر الآية، و حرمانه من الرحمة الخاصة الأخروية التي يتضمنها ذيلها.»

المحرر الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، ج ‏2، ص 461: «و قال نوف البكالي: إن إبليس لما سمع قول اللّه تعالى: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ طمع في رحمة اللّه فلما سمع‏ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ يئس إبليس و بقيت اليهود و النصارى، فلما تمادت الصفة تبين أن المراد أمة محمد صلى اللّه عليه و سلم و يئس اليهود و النصارى من الآية، و قال نحوه قتادة».

منابع

  1. ‏ابن ابی حاتم، عبد الرحمن بن محمد. (۱۴۱۹). تفسیر القرآن العظیم (ج ۱–13). ریاض: مکتبة نزار مصطفی الباز.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  2. ‏ابن عطیه، عبدالحق بن غالب. (۱۴۲۲). المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز (ج ۱–6). بیروت: دار الکتب العلمية.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  3. ‏الهلالي، سليم بن عيد. (۱۴۲۵). الاستيعاب في بيان الأسباب (ج ۱–3). السعودية: دار ابن الجوزي للنشر والتوزيع.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  4. ‏ثعلبی، احمد بن محمد. (۱۴۲۲). الکشف و البیان عن تفسیر القرآن (ج ۱–10). بیروت: دار إحياء التراث العربي.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  5. ‏سمرقندی، نصر بن محمد. (بی‌تا). بحر العلوم (ج ۱–3). بیروت: دار الفکر.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  6. ‏شوکانی، محمد. (بی‌تا). فتح القدیر (ج ۱–6). دمشق: دار ابن کثير.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  7. ‏طباطبایی، محمدحسین. (بی‌تا). المیزان في تفسیر القرآن (ج ۱–20). بیروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  8. ‏طبرسی، فضل بن حسن. (۱۳۷۲). مجمع البيان في تفسير القرآن (ج ۱–10). تهران: ناصر خسرو.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  9. ‏طبری، محمد بن جریر. (۱۴۱۲). جامع البیان فی تفسیر القرآن (ج ۱–30). بیروت: دار المعرفة.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
  10. ‏مقاتل بن سلیمان. (بی‌تا). تفسیر مقاتل (ج ۱–5). بیروت: دار إحياء التراث العربي.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ترجمه محمدمهدی فولادوند
  2. تفسیر مقاتل، مقاتل بن سلیمان، ج 2، ص 67‬؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی حاتم، ج 5، ص 1579‬؛ جامع البیان، طبری، ج 9، ص 54 و 55‬؛ الکشف و البیان، ثعلبی، ج 4، ص 290 و 291
  3. الاستيعاب في بيان الأسباب، الهلالي، سليم بن عيد، ج 2، ص 168 و 169
  4. جامع البیان، طبری، ج 9، ص 54 و 55‬؛ مجمع البيان، طبرسی، ج 4، ص 747‬؛ بحر العلوم، سمرقندی، ج 1، ص 555‬؛ فتح القدیر، شوکانی، ج 2، ص 289
  5. المیزان، طباطبایی، ج 8، ص 290
  6. المحرر الوجیز، ابن عطیه، ج 2، ص 461

مقالات پیشنهادی

رده مقاله: قرآن
0.00
(یک رای)

نظرات

اضافه کردن نظر شما
اسلامیکا از همه نظرات استقبال می‌کند. اگر شما نمی‌خواهید به صورت ناشناس باشید، ثبت نام کنید یا وارد سامانه شوید.