واژه قرآنی «جوّ»

از اسلامیکا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
واژه قرآنی «جوّ»

خلاصه

این واژه به معنای هوا و فضای بین آسمان و زمین است. ؛ البته لغت­شناسان در معنای اصل این ماده اختلاف نظر دارند.

توضیح معنای لغوی(ر.ک. مستند 1)

لغویان لغت‌ شناسان معادل­هایی از قبیل هوا ‏[۱] و ما بین آسمان و زمین (فضای میان آن دو)[۲] برای این واژه ذکر کرده­اند.
لغت‌شناسان درباره معنای اصلی این واژه مورد اختلاف لغت شناسان واقع شدهنظر دارند است؛. ابن ابن‌فارس اصل آن را به معنای چیزی دانسته که با اطراف خود، چیز دیگری را احاطه کرده باشد دانسته و معتقد است هوا را جو می­گویند، چون زمین را احاطه کرده است.‏[۳] با این ‌حال برخی از معاصران اصل این ماده را به معنای زمین وسیع گرفته و اطلاق آن بر ما بین آسمان و زمین را به جهت شباهت این فضا به زمین پهن و وسیع دانسته اند.‌اند. کاربرد جو به معنای هوا نیز به جهت آن است که هوا در میان آسمان و زمین قرار دارد. ‏[۴] ‏ دیدگاه­های دیگری نیز در این ‌باره وجود دارد.‏[۵]

دیدگاه مفسران(ر.ک. مستند 2)

در برخی گزارش­ها از قتاده، جو السماء به کبد السماء تفسیر شده‏[۶] که مراد از آن، وسط آسمان است؛ همچنان که كبد انسان در وسط بدن قرار دارد.[۷]

دیدگاه معاصران

مجمع اللغة العربیة

الجو: الهواء، ما بین السماء و الارض.‏[۸] (هوا، ما بین آسمان و زمین).

برخی ترجمه­های رایج:[۹]: )): فضا،[۱۰]، هوا.[۱۱]

شاهد قرآنی

«أَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّراتٍ في‏ جَوِّ السَّماءِ ما يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللَّهُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏» (نحل، 79) (آيا به ‌سوی پرندگانى كه در فضاى آسمان، رام شده‏اند ننگريسته‏اند؟ جز خدا كسى آنها را نگاه نمى‏دارد. راستى در اين [قدرت‏نمايى‏] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند، نشانه‏هايى است‏).[۱۲]

مستندات

مستند 1

كتاب العين، ج‏6 ج 6، ص 196: «جو: الجَوُّ: الهواء»
لسان العرب، ج‏1 ج 14، ص 157: «الجَوُّ: الهَواء»
القاموس المحيط، ج‏4 ج 4، ص 340: «و: الجَوُّ: الهواءُ»،
الصحاح، ج‏6 ج 6، ص 2306: «و الجَوُّ: ما بين السماء و الأرض»
تهذيب اللغة، ج‏1 ج 11، ص 155: «جوُّ السماء: الهواءُ بين السماء و الأرض»
مقاييس اللغهاللغة، ج‏1 ج 1، ص4 ص 423: «الجيم و الواو شئٌ واحد يحتوى على شئِ من جوانبه. فالجوّ جوّ السماء، و هو ما حَنَا على الأرض بأقطارِهِ»
المعجم فى فقه لغه لغة القرآن، ج‏1 ج 10، ص 496: «الأصل في هذه المادّة: الجوّ و هو ما اتّسع من الأرض و اطمأنّ و برز و الجمع: أجواء. يقال: هذا جوّ ممرع، أي خصيب و جوّ مكلئ: كثير الكلأ و جوّ الماء: حيث يحفر له، يقال: هذا جوّ من الماء لا يوقف على أقصاه و جوّ البيت: داخله؛ و الجوّ و الجوّة: المنخفض من الأرض و الجمع: جواء. ثمّ أطلق الجوّ على ما بين الأرض و السّماء، تشبيها بالأرض المتّسعة، كما أطلق على الهواء أيضا، لأنّه يتخلّلها»
التحقيق، ج‏2 ج 2، ص1 ص 171: «أنّ‏ الجَوَّ معناه الحقيقيّ هو الفضاء المحدود المضاف الى شي‏ء، يقال جوّ السماء و جَوُّ الوادي و جَوُّ البيت و غيرها. فالجَوُّ أو الفضاء عبارة عن محيط متّسع مضاف الى شي‏»
المعجم الاشتقاقی الموصل، ج1 ج 1، 264: «المعنى المحوري تجوف قوي مُكتنَف الجوانب في جرم شيء: كما في النقرة الخ. ومنه الجوّ: ما بين السماء والأرض كما في آیة التركيب (حيث يبدو فجوة عظيمة بينهما) وفي حديث علي - رضي الله عنه -: "ثم فَتَقَ الأجواء ". ويطلق على الهواء الذي بين السماء والأرض {مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاءِ} [النحل: 79] وليس في القرآن من التركيب إلا هذا»

مستد 2

جامع البيان، ج‏1 ج 14، ص 103: «حدثنا بشر، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة، قوله: مُسَخَّراتٍ فِي جَوِّ السَّماءِ أي في كبد السماء»
تفسير القرآن العظيم، ج‏7 ج 7، ص 2294: «عن قتادة رضي الله عنه‏ في قوله: فِي جَوِّ السَّماءِ في كبد السماء»
قاموس قرآن، ج‏6 ج 6، ص 72: «كبد السماء وسط آسمان است تشبيه شده بكبد انسان كه در وسط بدن قرار دارد.»

مستند 3

ترجمه فولادوند، (نحل، 79):نحل، 79: «آيا به سوى پرندگانى كه در فضاى آسمان، رام شده‏اند ننگريسته‏اند؟ جز خدا كسى آنها را نگاه نمى‏دارد. راستى در اين [قدرت‏نمايى‏] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند نشانه‏هايى است»
ترجمه انصاریان، (نحل، 79):نحل، 79: «آيا به پرندگان كه در فضاى آسمان، رام و مسخّر [فرمان او] هستند، ننگريستيد كه آنها را [از سقوط به زمين‏] جز خدا نگه نمى‏دارد؛ يقيناً در آن [وصفى كه پرندگان دارند] نشانه‏هايى [بر توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا] ست براى گروهى كه ايمان دارند»
ترجمه مجتبوی، (نحل، 79):نحل، 79: « آيا به پرندگان رام شده در فضاى آسمان ننگريستند؟ هيچ كس جز خدا آنها را نگاه نمى دارد همانا در آن براى مردمى كه ايمان آورند نشانه هاست»
ترجمه حدادعادل، (نحل، 79):نحل، 79: « آيا به مرغانى كه در هواى آسمان رام و آرامند نمى نگرند،جز خدا آنها را نگه نمى دارد،به راستى در اين براى اهل ايمان،نشانه هاست»

منابع

  1. ‏ابن ابن‌ابی ابی‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد. (۱۴۱۹). تفسیر القرآن العظیم (ج ۱–13). ریاض: مکتبة نزار مصطفی الباز.‬
  2. ‏ابن ابن‌فارس، احمد. (۱۴۰۴). معجم مقاییس اللغة (ج ۱–6). قم: مرکز النشر التابع لمکتب الإعلام الاإسلامیي.‬
  3. ‏ابن ابن‌منظور، محمد بن مکرم. (۱۴۱۴). لسان العرب (ج ۱–15). بیروت: دارالفکر دار الفکر.‬
  4. ‏ازهری، محمد بن احمد. (۱۴۲۱). تهذیب اللغه (ج 1-15) بیروت: دار احياء التراث العربیي‏.‬
  5. ‏جوهری، اسماعیل بن حماد. (۱۳۷۶). الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة (ج ۱–6). بیروت: دارالعلم دار العلم للملايين.‬
  6. ‏حسن جبل، محمد حسن. (۲۰۱۰). المعجم الاشتقاقي المؤصل لألفاظ القرآن الكريم. قاهره: مكتبة الآداب.‬
  7. ‏‏طبری، محمد بن جریر. (۱۴۱۲). جامع البیان فی تفسیر القرآن (ج ۱–30). بیروت: دار المعرفة.‬
  8. ‏فراهیدی، خلیل بن احمد. (۱۴۰۹). کتاب العین (ج ۱–9). قم: هجرت.‬
  9. فیروزآبادی، محمد بن یعقوب. (۱۴۱۵). القاموس المحیط (ج ۱–4) بیروت: دارالکتب دار الکتب العلمية.‬
  10. ‏قرشی بنابی، علی اکبر. (۱۳۷۱). قاموس قرآن (ج ۱–7). تهران: دارالکتب دار الکتب الإسلامیة.‬
  11. ‏مجمع اللغه العربیه. (۱۴۰۹). معجم الالفاظ القرآن الکریم. قاهره: مجمع اللغة العربية.‬
  12. ‏مصطفوی، حسن. (۱۳۸۵). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ج ۱–14). تهران: مرکز نشر آثار علامه مصطفوی.‬
  13. ‏واعظ واعظ‌زاده خراسانی، محمد. (۱۳۸۸). المعجم فى فقه لغة القرآن و سر بلاغته‏. مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهش‌هاى اسلامى‏.‬


منابع

  1. کتاب العین، فراهیدی، ۱۴۰۹،، ج 6، ص 196‬؛ لسان العرب، ابن ابن‌منظور، ۱۴۱۴،، ج 14، ص 157‬؛ القاموس المحیط، فیروزآبادی، ۱۴۱۵،، ج 4، ص 340
  2. الصحاح، جوهری، ۱۳۷۶،، ج 6، ص 2306‬؛ تهذیب اللغةه، ازهری، ۱۴۲۱، ج 11، ص 155
  3. مقاییس اللغة، ابن ابن‌فارس، ۱۴۰۴،، ج 1، ص 423
  4. المعجم فى فقه لغة القرآن‏، واعظ واعظ‌زاده خراسانی، ۱۳۸۸،، ج 10، ص 496
  5. التحقیق، مصطفوی، ۱۳۸۵،، ج 2، ص 171‬؛ المعجم الاشتقاقي المؤصل، حسن جبل، ۲۰۱۰، ج 1، ص 2636
  6. جامع البیان، طبری، ۱۴۱۲،، ج 7، ص 2294‬؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی ابن‌ابی‌حاتم، ۱۴۱۹، ج 14، ص 103
  7. قاموس قرآن، قرشی بنابی، ۱۳۷۱، ج 6، ص 72
  8. معجم الالفاظ القرآن الکریم، مجمع اللغةه العربیةه، ۱۴۰۹،، ج 1، ص 257
  9. ر.ک.مستند 3
  10. ترجمه محمد­مهدی فولادوند، ترجمه حسین انصاریان و ترجمه جلال­الدین مجتبوی (نحل، 79).
  11. ترجمه غلامعلی حداد­عادل، (نحل، 79).
  12. ترجمه محمد­مهدی فولادوند

مقالات پیشنهادی

4.33
(3 رای)

نظرات

کاربر ناشناس #1

۱ ماه پیش
امتیاز 0 شما
خوب عالی
اضافه کردن نظر شما
اسلامیکا از همه نظرات استقبال می‌کند. اگر شما نمی‌خواهید به صورت ناشناس باشید، ثبت نام کنید یا وارد سامانه شوید.